ساکت و تنها
چون کتابی در مسیر باد
میخورد هر دم ورق اما،
هیچ کس او را نمیخواند
برگ ها را میدهد بر باد
میرود از یاد
هیچ چیز از او نمی ماند
بادبان کشتی او در مسیر باد
مقصدش هر جا که باداباد
بادبان را ناخدا باد است
لیک او را هم خدا،هم ناخدا باد است......